نام هنرمند : نادر فقیه زاده
تاریخ مصاحبه : شهریور 1389
مصاحبه کننده : امیرحسین عرفانی
 
 
 

 

 

 

 

CGART : سلام نادر، ممنون از اینکه این فرصت رو در اختیار  CGart قرار دادی. لطفا کمی‌ از خودت برای خوانندگان بگو، کجا متولد شدی و کی ایران رو ترک کردید؟

 با عرض سلام به دوستان. سال 1986 بود که ما به اتفاق خانواده به خاطر کار مرحوم پدرم که در کنسولگری ایران در فرانکفورت و هامبورگ ماموریت داشت، تهران را ترک کردیم و به آلمان آمدیم. دوران مدرسه را در آلمان تا دیپلم گذراندم و هنوز درست نمیدونستم چه رشته ای را ادامه بدم، IT یا پزشکی‌ یا چی‌؟ پدر و مادرم فشاری روی من برای تحصیل در رشتهٔ خاصی‌ نمی آوردن، فقط میگفتند دنبال علاقه و استعدادت برو. آنجا بود که مقاله ای راجع به دانشجوهای دانشگاه Pforzheim در آلمان خواندم که این مورد هدفم رو کاملا عوض و محکم کرد. همیشه در رشته هنری در مدرسه قویتر بودم و اینجا بود که به فکر افتادم که چرا دنبال کاری که بهتر بلدم نرم؟

CGART : در چه رشته ای تحصیل کردی و چطور به این رشته علاقمند شدی؟

من برای Transportation Design (University of Pforzheim) انتخاب رشته کردم، ولی‌ امتحان ورودی اولین قدم بود که باید میگذروندم،  دشواریش این بود که هر ترم فقط 3-4 نفر را قبول میکردند. موقعی که قبول شدم یک دنیا خوشحال شدم و با شور و شوق شروع به تحصیل کردم.

CGART : در سال 1996 اولین دورهٔ Internship رو در Mercedes Benz گذروندید، کمی‌ در مورد این تجربه برامون بگید.

ساله 96 یک ترم دانشگاهی پیش Mercedes Benz بودم که روش طراحی صنعتی را تجربه کنم. تمام مراحل طرح را از کشیدن طرح تا نقشه کشی‌ و ساخت مدل با روشهای صنعت مدرن (از قبیل cnc-milling ، science of materials) تا تولید اتومبیل را گذراندم. در اصل زمینهٔ طراحی اتومبیل که یکی‌ از پیچیدترین محصولات صنعتی است تجربه کردم ولی‌ بیشتر خوشحال بودم که به زودی وارد دانشگاه میشوم و آنجا پتانسیل برای پیشرفت دارم.

 

 

CGART : و دو سال بعد از اون در BMW، چطور به شرکت های موفقی‌ مثل Benz  و BMW راه پیدا کردید و چه تلاش هایی‌ برای رسیدن به اونها انجام دادید؟

در دانشگاه pforzheim آخر هر ترم نمایش کارهای طراحی داشتیم و مهمان هایی که می آمدند، طراح ها و مسئولین شرکتهای اتومبیلی نامدار دنیا بودند، که اکثرشان از شرکتهای اتومبیلی آلمان از قبیل Benz، BMW، Porsche، VolksWagen بودند. آنجا بود که رابطه بین دانشجو ها و صنعت ایجاد میشد و همینطور برای من. ترم 4 بود که Porsche و BMW برایم امکانات برای Intership دادند و چون من به فرهنگ طراحی BMW احساس خوبی پیدا کردم انتخابم BMW شد.

CGART : تخصص اصلیتون رو چه چیز انتخاب کردید؟ و به فراگیری چه چیزهایی‌ نیاز داشتید؟

تخصص اصلی‌ من در دانشگاه ‘Transportation Design’ بود. این رشته تشکیل شده بود از ‘Synergy’ تکنولوژی (Transportation Technologies, Material Technology, Ergonomics, Construction, CAS) و اقتصاد کاربردی) economics, marketing and law) و رشته هنری (art, sculpture, modeling, rendering techniques,…)

CGART : از چه تاریخی‌ در BMW مشغول به کار شدید و پست اصلی‌ شما در این شرکت چه چیز بوده است؟

سال 2001 آقایChris Bangle  منو دعوت کرد که بیشتر با هم آشنایی پیدا کنیم. اینجا بود که راه من به BMW-Design باز شد و وارد دپارتمان Advanced Design BMW  به عنوان “CAR Designer” شدم.

 




CGART : مهمترین چیزی که یک طراحAutomotive  باید بهش توجه کنه و بیشتره وقت رو به اون اختصاص بده چیه؟

داشتن VISION – مخصوصاً از طریق هنر که این باعث میشه زمینهٔ قوی و جدیدی برای طرح ساخته بشه  و پشتکاری که با اون ‘ایده’ را تا آخر پیاده کنه. اتومبیل چون پیچیدترین محصول صنعتی است و پروسه ای سنگین و پیچیده ای دارد و سالیان طولانی (6-8 سال تولید) در مارکت به فروش میرود، اینجاست که شرکت ها متوجه می شوند که طراحی چه کاربرد مهمی در بازار دارد.

CGART : در پروژه های بسیاری چون BMW های سری 6  و سری 7  به عنوانه طراح Exterior و Interior فعال بودید. کمی‌ در مورد این پروژه ها توضیح بدید، و اینکه تیم طراحی در این پروژه ها چه ویژگی هایی دارند؟ 

تیم طراحی BMW فرهنگ کاری جالبی‌ داره، چون طراح هاش میتونن هر پروژه ای رو که بهش علاقه مند هستن شرکت کنن، و به این وسیله یک نمایشگاه کانسپت و ایده های مختلف به وجود میاد که اینها در رقابت مستقیم قرار میگیرند.

من هم همینطور در پروژه های سری 7 و سری 6  شرکت کردم، سری 7 با طراحی داخل(Interior)، سری 6 با طراحی بدنه (Exterior)،  که با انرژی زیادی باید این دو دنیای Interior و Exterior از هم تشخیص میدادم، چون سیاست شرکت اجازه نمیداد طراح ها فعالیت در این دو رشته  رو هم زمان داشته باشن. برای همین انتخاب طرح هام توسط  BMW منو بیش از حد خوشحال کرد!

در پروژهٔ 7 ، در Interior هدفم این بود که طرح بتونه High-tech و Ambience بسیار لوکس را با هم ارتباط بده. این طرح برای مشتری این کلاس امکانات تقریبا بینهایتی داره به منظور ‘Individualization’.

پروژهٔ 6 اکستریور هدفم این بود که برای BMW که با این کلاس بزرگترین و لوکسترین Coupe و Convertible را داره، طرح ماشینی گرون قیمت و با قدرت رو‌ در شخصیتش نشون بدم.

Inspiration من از موج آب میامد – ‘Geometry of fluent water’. می‌خواستم همونجور که یک کشتی موج آب را میشکافه، Surfacing این ماشین Geometry آب را نشون بده، و زیبایی این فرم طبیعی‌ باشه که در ضمن  Elegance  خاصی‌ داشته باشه. در کنار مشکلات تکنیک (safety, crash, aerodynamic, functionality cabrio roof and coupe roof compatibility of design) و تبدیل به‘Gran Coupι’   چهار در،  طراح باید همیشه فرم و کاراکتر طرح رو در نظر داشته باشه.

سری 6 برای من همیشه مثل کوسهٔ بزرگی هست که از آب در آمده و خودش رو نشون داده و یک موج بزرگی‌ پشت خودش باز کرده!
 

 

CGART : مراحل اصلی‌ طراحی یک خودروی BMW به اختصار چه مراحلی هستند؟ مهمترین بخش های این مراحل کدام ها هستند؟

دید کاری طرح Exterior (از Proportion  و Surface وDetail  )

30 تا 40 ماه قبل از تولید، طراحی شروع می‌شه. چند جمله و کلمه  که شخصیت ماشین را در نظر میگیره زمینهٔ طراحی می‌شه. Briefing مثل sporty, dynamic, elegant, athletic

اینجاست که کار طراح شروع می‌شه:

ایده سازی و تصویر سازی از ایده ها (اسکچ ها، رندر ها) و Presentation آن ها با دیگر طراحان مربوط

 Tape in different views for modeling 1:1

CAS Modeling   و Clay Modeling

 مدل Clay انجام پذیر با  (dynoc foils)برای واقعی به نظر رسیدن بدنه

 انتخاب طرح برای مراحل بعدی از طریقه  تیم اجرایی BMW زیر نظر رییس دپارتمان طراحی

CGART : آیا تمام افراد تیم راه یکسانی رو برای رسیدن به اینجا طی کرده ا‌ند؟ برای مثل یک کانسپت آرتیست در Interior، چه مرحلی را طی می‌کند، و یک طراح Exterior چطور؟

 برای رسیدن به یک ایده ی جدید هیچ مرزی برای طراح ها وجود ندارد. تا به حال بیشتر طراح های Interior از ‘Gesture’ ایده میگرفتند، طراح های Exterior از نگرش. یک هنرمند مرزهای تفکر خودش رو خودش تنظیم می‌کنه. اصل کار این است که طراح بتونه هدفش را برای بیننده قابل فهمیدن کنه و باعث اختراع زیبایی شناسی های جدیدی بشه که در ارتباط با مسئله باشه.

CGART :  نقش گرافیک کامپیوتری و Presentation های مختلف 2D , 3D  در کار چیست؟

 پروژه های جدید 70% کامپیوتری / دیجیتال شدند (Virtual Reality). مقایسه مدلها با این روش های Virtual Reality انجام میشوند چون این ‘Data’ قابل استفاده برای تمام مراحل مثل Aerodynamics، Crash، Functionality ، Production & Feasibility … میباشند.

CGART : برای این  Presentationها از چه ابزاری استفاده میشود؟ خود شما برای رندر یک طرح از چه ابزاری استفاده می‌کنید؟

 مدلهای Virtual Reality معمولا از طریقه Delta Gen به نمایش در می آیند.

خود من و طراح های BMW، معمولا از Photoshop یا بعضی‌ مواقع Painter برای رندر 2D استفاده میکنیم.



 



CGART : بطور خلاصه، یک طرح کانسپت چطور به واقعیت می‌رسد؟ و ایده پردازی های اصلی‌ توسط چند نفر و چگونه انجام می‌گیرد؟ 

آرزوی هر طراح این است که طرحش به واقعیت برسه، و همینطور طراح های استدیو ما. در مرحله ایی که طراح به رضایت برسد و طرح انتخاب شد، mock-up سازی شروع می‌شه که همیشه زمینه اش روی Alias CAS به وجود میاد. این مدل در مرحلهٔ بعد ‘Mill’ شده و دوباره از طریقه  Clay Modeling(معمولا 2-3 Clay Modeler) تغییرات لازم رو زیر نظر طراح انجام میدهند. در مرحلهٔ بعدی قالبگیری شروع میشود (فایبرگلس) و این مدل به صورت Inside-Out  پیاده می‌شه. کلا می‌شه گفت پیاده کردن این نوع طرح زیر نظر طراح Exterior و Interior  پیاده می‌شه، با کمک طراح رنگ و متریال  و  Modeler های CAS (2) و Clay  (2 - 3) و Modeler  های Mock up Inside out (5-10 تن) انجام می شه.

CGART : کمی‌ در مورد محیط کارتون برامون بگید، و اینکه اعضای تیم چطور باهم ارتباط برقرار میکنند؟

 استدیو طراحی BMW اتومبیل از 3 تیم تشکیل شده:

طراحی Exterior - ده طراح

طراحی Interior - ده طراح

طراح رنگ و متریال (پانزده طراح)

هر تیم طراحی موقع شروع پروژه (که با Briefing شروع می‌شه)  ایده ش رو در Presentation نمایش میده، و در کنار طراح اصلی گفتگوهای زیادی دربارهٔ طرح ها به وجود میاد. هر طراحی فلسفهٔ خاص خودشو دنبال می‌کنه و این باعث گشایش برای راه های‌ مختلف می‌شه.

CGART : بزرگترین کاری که تابحال انجام دادید چه کاری و در چه پروژه ای بوده، و اهداف شما برای آینده چیست؟

در زمینهٔ طراحی بزرگترین کاری که انجام دادم Concept داخلی‌ (Interior Design) بود برای سری 7 و کانسپت طرح Exterior برای سری شش BMW که تشکیل شده بود از Coupe، Cabrio و Gran Coupe. روی اهداف آیندم هنوز دارم کار می‌کنم؛ در دنیای طراحی همیشه متحرک و انعطاف پذیر باید ماند …

CGART : به عنوانه یک ایرانی‌ که شاهد تولیدات محصولات ایرانی‌ نیز میباشید، چرا هنوز در ایران طراحی صنعتی طوری که باید جا نیفتاده، حداقل در صنعت خودرو سازی؟

 در ایران صنعت خیلی‌ بیشتر باید با علم دانشگاه و بقیهٔ دنیا در تماس باشه. مخصوصاً جوانان ما که خیلی‌ سطح فکری و هنریشون بالاست باید تشویق بشوند و در روند اقتصاد وارد بشوند. در کشورهای صنعتی غربی طراحی یک discipline حساب می‌شه؛ اینجا متوجه شدند که چقدر طراحی باعث پیشرفت اجناس می‌شه، چون روند فکری طراح ها با  کارمندهای Marketing و یا مهندسی فرق داره.
 

 

CGART : چه توصیه ای به طراحان ایرانی‌ (چه طراحان صنعتی چه هنرمندانی با تخصص های مربوط) دارید؟

توصیه  می‌کنم به خدای درون خودشون ایمان داشته باشند. پشتکار، با چشم هوشیار دیدن و انعطاف پذیری در طراحی خیلی‌ مهم هستند. در این دنیای امروزی و فردا توقف مثل عقب نشینی کردنه، چون همه چیز‌ دور و ورمون در حال حرکت است. 

CGART : آیا برگزاری مسابقات تخصصی طراحی رو موثر میدونید؟ در مورد مسابقهٔ اخیر CGart در مورد طراحی خودروی Sci-Fi‌ چه نظری دارید و برای آینده چه توصیه هایی‌ می‌کنید؟

همیشه این مسابقات باعث Spirit جالبی‌ می‌شه: رقابت در کارهای هنری کیفیت را بالا میبره و در انتها مقایسه این طرح ها باعث تجربه خوبی برای همه خواهد شد که همهٔ اینها باعث پیشرفت می‌شه.

پروژهٔ  Sci-Fi‌  شما هم در این راه روحیه طراحان را به اوج میرسونه، چون مرزی تقریبا در کار نیست و اینجوری یک نوع هوش هیجانی زنده می‌شه که باعث پیشرفت خواهد شد. 

CGART : ممنون از اینکه وقتت رو در اختیار CGart قرار دادی و برای نادر فقیه زاده موفقیت های بیشتر رو آرزومندیم!

 

 

تمامی حقوق بخش مصاحبه متعلق به سایت cgart.ir است. استفاده از مطالب و عکسها در صورت هماهنگی با [email protected] مجاز است.

 

 

 

Copyright © 2012 - www.cgart.ir - All rights reserved
 

godaddy web stats